توی گنداب جنون، عمریه غرق خیال باطلم
غرق یه توهمم، خوردن خون دلم
ته دریای لجن، شکل چهرم واژگونه
همه چی چرک و سیاهه، رد غم باقی می مونه
ته گودال نبودن، پرسه های بی تو بودن
منم و زخمای کهنم، ضجه های تلخ بودن
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 20:4 توسط حسام
|